قرآن و نظریه تأثیر متقابل اعمال

پدیدآورمحمد حسین برومند

نشریهفصلنامه پژوهشهای قرآنی

تاریخ انتشار1388/01/26

منبع مقاله

کلمات کلیدیكارگر

share 142 بازدید
قرآن و نظریه تأثیر متقابل اعمال

محمد حسین برومند
ذهن انسان در فراز و نشیب های زندگی و تلخی و شیرینی و به هنگام كامیابی ها و در رویارویی با ناكامی ها همواره این نكته ها و پرسشها را مطرح می كند كه آیا اعمال خوب یا بد گذشته كه انجام داده ام در این كامیابی یا ناكامی و به طور كلی در زندگیم مؤثر بوده یا خیر؟ و من هم اكنون شاهد پیامد اعمال گذشته خویش دراین دنیا هستم یا اینها نتایج اموری دیگر است؟
به تعبیر دیگر سؤال اصلی این تحقیق این است كه آیا اعمال خوب و بد انسان در زندگی آینده او نقش به سزا دارد یا خیر؟ و انسان در همین دنیا كیفر یا پاداش اعمال گذشته خود را می بیند یا خیر؟
اگر پاسخ به این سؤالات مثبت باشد؛ یعنی بین اعمال انسان و پیامدهای آنها رابطه وجود داشته باشد سؤال دقیق تر و مهم تر بعدی این است كه این رابطه از چه نوعی است؟ آیا از نوع رابطه ثابت علّی و معلولی است؟ و آیا آگاهی از آن به ما قدرت پیش بینی می دهد؟ و در یك سخن آیا در پرتو آن می توانیم به طور صریح و روشن و نیز كاربردی بیان كنیم كه در صورت انجام فلان عمل خاص، باید در این دنیا منتظر فلان پیامد خاص باشیم یا خیر؟

پاسخها و راه حل های مسأله

بیشتر مردم با كاربرد عباراتی از قبیل «دست انتقام»، «مكافات عمل»، «تیر غیب»، «چوب خدا صدا ندارد» و «شانس» و… به اجمال می پذیرند كه اعمال خوب و بد انسان در زندگی دنیوی او تأثیر داشته و فرد هم اكنون دچار عقوبت یا برخوردار از اعمال پیشین خود است؛ اما معمولاً از تبیین رابطه ثابت بین عمل و پیامد آن ناتوانند و بیشتر با توسّل به علت اولی و غایی و فرا طبیعی و مرموز به چرایی مطلب پرداخته و از بیان چگونگی و تعیین علت طبیعی و امر مقدم ثابت طفره می روند.
شاعران نیز در این زمینه كلماتی نغز و عباراتی دلنشین عرضه داشته اند كه بررسی عمیق و همه جانبه آن نیازمند كاری گسترده است، اما می توان به برخی از آنها اشاره نمود:
ـ این جهان كوه است و فعل ما ندا * * * باز آید سوی ما از كُه صدا
ـ به چشم خویش دیدم در گذرگاه * * * كه زد بر جان موری مرغكی راه
هنوز از صید منقارش نپرداختكه مرغ دیگر آمد كار او ساخت
چو بد كردی مباش ایمن ز آفات * * * كه لازم شد طبیعت را مكافات
ـ از مكافات عمل غافل مشو * * * گندم از گندم بروید جو ز جو
ـ تو نیكی می كن و در دجله انداز * * * كه ایزد در بیابانت دهد باز
ـ اگر بار خار است خود كشته ای * * * اگر پرنیان است خود رشته ای
در اشعار یادشده چنان كه مشهود است گویندگان به صورت تلویح یا تصریح وجود رابطه بین فعل و عمل و پیامد آن را پذیرفته اند، اما از تعیین رابطه ثابت و بیان نمونه ها به صورت واضح و آشكار طفره رفته اند، هر چند اگر هم رابطه موجود را با تكیه بر معارف بشری بیان می كردند چون از منابع و مجاری وحی سرچشمه نمی گرفت یقینی و صددرصد نبود و پذیرش آن احتمالی بیش نبود.

پاسخهای قرآن به این پرسش

برای یك فرد مؤمن و مسلمان، جست وجو و تحقیق در این باره در قرآن به دلیل ویژگی های منحصر به فرد این كتاب آسمانی به ویژه جنبه وحیانی بودن آن از مزیتی خاص برخوردار است. قرآن به این پرسش دوگونه پاسخ می دهد:

یك. پاسخ اجمالی

پاسخ اجمالی قرآن به این مسأله، مثبت است؛ یعنی قرآن به طور كلی می پذیرد كه عمل برای انسان، نقش آفرین است (نجم/39)، و هر كسی در گرو اعمال خویش است (مدثر/38)، و وصول به لقای الهی و محرومیت از آن در گرو انجام اعمال صالح است (كهف/110)، و اعمال حسنه و سیئه در زندگی تأثیر حتمی دارد (نساء/85) و نیز: (بقره/286) ، (نحل/97)، (اسراء/7) و (فصلت/46).
اما به راستی دست یابی به قانون عمل و عكس العمل و تعیین مصادیق قرآنی آن و تبیین روابط ثابت میان اعمال و پیامد آنها به صورت تفصیلی، نیازمند گذر از چه مراحلی است؟

دو. پاسخ تفصیلی

دستیابی به پاسخ تفصیلی قرآن به این مسأله نیازمند گذر از مراحل زیر و تأمین این مقدمات است:
ـ پی جویی و آمارگیری از كلیه اعمال موجود در قرآن
ـ توضیح و تبیین روابط ثابت بین اعمال و پیامد آنها با تكیه بر آیات به صورت صریح و استقرایی.
ـ تبیین تأثیر آگاهی از این قانون و رابطه ثابت در فرد و جامعه.

1. آمارگیری و تقسیم بندی اعمال در قرآن

در قرآن حدود 1086 بار از عمل و عكس العمل به صورتهای گوناگون سخن به میان آمده است كه با ادغام موارد مشابه می توان به 200عنوان جداگانه دست یافت1، تقسیم بندی اولیه اعمال به صالح (مثبت و نیك) و طالح (منفی و بد) این عناوین را به صورتهای ذیل خُرد و مجزّا می كند:
الف. 78 عنوان برای اعمال صالح؛ از قبیل تقوا، صبر، وفا، شكر و…
ب. 122 مورد اعمال طالح از قبیل كفر، كتمان، تحریف، عجب و…
نیز تقسیم بندی دیگر اعمال با توجه به ابعاد فردی و اجتماعی، سازماندهی دقیق تر آنها را بدین صورت مشخص می سازد؛ الف: اعمال صالح فردی و اجتماعی، ب: اعمال طالح فردی و اجتماعی.

2. توضیح دست كم بخشی از روابط ثابت میان اعمال و پیامدها و تمهید استدلال استقرایی.2

الف. تذكر اهمیت این بخش در تبدیل نظریه به قانون
در ابتدای این بخش، تأكید بر اهمیت آن به عنوان شالوده مقاله، امری ضروری است؛ زیرا در همین بخش است كه تجربه شخصی ما و دیگران ـ چنان كه گذشت ـ با سخن الهی و خالق بشر هماهنگ شده، مراحل گذر این نظریه را به قانونی قرآنی مهیا می كند. به عبارت دیگر در همین بخش است كه ذهن با اتّكا به آیات قرآنی و با مطالعه و تفحّص در جزئیات اعمال و افعال فردی و اجتماعی موجود در آن و پیامد آنها، قانونی كلی را استنباط می كند و با استنطاق از قرآن به مدد كاوش در آیات، به رابطه ثابت بین اعمال و پیامدها دست یافته، این قانون را با استدلالی استقرایی مبرهن می سازد.
ب. نحوه سازماندهی با تكیه بر عناصر سه گانه
به هر تقدیر، توضیح این روابط ثابت از یك طرف با توجه به آمار چشمگیر عرضه شده در قبل كه فقط در مورد اعمال صالح و طالح فردی و اجتماعی حدود 1086 مورد را در بر می گرفت و از طرف دیگر با توجه به پیامدهای فردی و اجتماعی، نیازمند نظم و سازماندهی است؛ به علاوه كه در پاسخ به این نظریه، آیات قرآن به صورتهای ذیل متمایز می شوند:
ـ آیاتی كه به صورت صریح و روشن به اصل یادشده اذعان نموده، درستی این نظریه را تأیید می كند.
ـ آیاتی كه گر چه این قانون در آنها به صورت مستقیم و صریح عرضه شده، اما به صورت موضوعی و بررسی همه جانبه می توان صحت آن را به ثبوت رساند.
از این رو با در نظرگرفتن هر سه عنصر در تركیب و اولویت بخشیدن به تمایز یادشده در آیات و توجه ثانوی به اعمال صالح و طالح و عنایت نهایی به پیامد فردی و اجتماعی، به تقسیم بندی ذیل دست می یابیم و از همین سازماندهی و ترتیب نیز در توضیح یكایك سود می بریم:
1. بررسی پیامد اعمال (صالح ـ طالح، فردی و اجتماعی) در دسته اول آیات
2. بررسی پیامد اعمال در دسته دوم آیات
ج. بررسی تأثیر متقابل كارها و پیامدها در دسته اول آیات.
در ابتدا توضیح چند نكته ضروری است:
1. در این بررسی از میان عنوانهای متعدّد موجود برای كارهای شایسته و تأثیر متقابل آنها به دلیل گسترده شدن بررسی همه جانبه تنها به موارد محدودی اشاره می شود.
2. در هر مورد ابتدا به ذكر كار و بعد از علامت = به ذكر تأثیر یا تأثیرات متقابل پرداخته می شود.
3. منظور از تأثیر متقابل، چیزی است از قبیل پیامد ها، نتایج، آثار و عوارضی كه پس از كار رخ می دهد و با آن نیز رابطه مستقیمی دارد، هر چند كه درك این مستقیم بودن یا نبودن، مطلق و یكسان نبوده، برای افراد گوناگون، نسبی و متفاوت است.
4. گر چه در فرضیه ابتدایی به نظر می رسید كه در برابر هر كاری باید یك تأثیر متقابل مشخص و متمایز وجود داشته باشد، اما در عمل، این حدس مخدوش شد، از این رو برای بعضی كارها گاه به تأثیرات متقابل اشاره شده كه البته خود حاصل ادغام موارد قابل تركیب است و گرنه به طور معمول، تأثیرات متقابل به دست آمده بیشتر از موارد یادشده است.
5. چنان كه گفتیم، در اصل طرح، به تمامی تأثیرات و كلیه جزئیات درمورد هر دو طرف اشاره شده و نتایج حاصله مبتنی بر استقراء تام است، اما در این مقاله به دلیل حجم محدود به ذكر منتخبی از آن بسنده شده است.

تأثیر متقابل كارها و پیامد فردی اعمال ناشایسته در دسته اول آیات

1. تكبّر = روی گردانی از آیات و محرومیت از تشخیص صحیح

تكبّر، كِبر و استكبار (راغب/421) از لحاظ معنی به یكدیگر نزدیك هستند. تكبّر یعنی قضاوت به نفع خود در مقایسه با دیگران به دلیل دارا بودن بعضی ویژگیها؛ از قبیل: علم، نژاد، زیبایی، ثروت، اولاد و… و متكبّر یعنی گردن كش و مغرور.
وجود این صفت منفی در فرد به دلیل خودبرتر بینی و غفلت از امتحان الهی و توجه ظاهرگرایانه به مواد امتحانی است و در مراحل اولیه با گردن فرازی بر انسانهای معمولی آغاز شده، سپس به گردن كشی بر اولیای الهی یا دست كم ادعای برابری با آنها می انجامد (ابراهیم/14ـ10) و سرانجام به ادعای ربوبیت ختم می شود.
مهم ترین پیامد تكبّر، رویگردان كردن فرد از آیات الهی می باشد (اعراف/146 و 147).
وقتی شخصی از آیات الهی دور شد، ناگزیر از همه خوبی ها دور می شود؛ در مقابل كسی كه متواضع است به همان میزان به درك هر چه بیشتر آیات نایل می شود، زیرا با احراز این صفت توانسته است به صاحب آیات نزدیك شده از علم ویژه الهی یعنی لدنّی بهره مند شود. بدین ترتیب در پرتو چنین معیاری است كه می توان پیش بینی كرد دانشمندانی كه به كشف آیات آفاقی و انفسی نایل آمده اند همگی جزء متواضعان حقیقی و نه واقعی بوده اند.
ناگفته نماند تغییر رویه ها در برهه های زندگی نیز در دست یابی به تشخیص درست یا محرومیت از آن نقش مهمی دارد، زیرا كسی كه در مرحله ای از زندگی متواضع بوده در این دوره حتماً به درك حقایقی نیز نایل شده است، در حالی كه همین شخص اگر در دوره های بعدی زندگی تكبّر بورزد، دچار تشخیص غلط خواهد شد.
یادآوری این نكته به دلیل تكیه بر این امر است كه داوری كلی در این زمینه معتبر نیست.
چنان كه گفتیم، تأثیر تكبّر بر درك، به اعراض از راه درست و درپیش گرفتن راه نادرست می انجامد (اعراف/146).
اینك به نمونه هایی از این تأثیر با استفاده از قرآن اشاره می كنیم:
الف. متكبران در پاسخ به علت اعراض از راه انبیا همواره به آداب و رسوم آبا و اجدادی استناد كرده اند (مائده/14) در حالی كه قرآن آن را ناشی از عدم آگاهی و اهتدا (همان) وگمراهی آشكار و اثرپذیری از وسوسه های شیطان تلقی می كند (لقمان/21).
ب. متكبران چنان اسیر شخصیت پدران خویش گشته اند كه فحشا را جزء دستورات الهی قلمداد كرده اند (اعراف/28) در حالی كه قرآن تصریح می كند: خداوند هیچ گاه به فحشا امر نكرده و این سخن را تهمتی آشكار می داند.3
ج. متكبران، دعوت مردم توسط انبیا را نوعی ریاست طلبی و سلطه جویی تلقی كرده اند (یونس/78)، در حالی كه از دید قرآن هدف انبیا آزادی بشر از همه سلطه جویی های خودخواهانه بشری است.
از دیگر پیامدهای تكبّر، تمسخر مؤمنان است؛ متكبران، مؤمنان را سفیه پنداشته (بقره/13) و متابعان از آیات الهی را انسانهایی پست، محروم و ساده اندیش قلمداد كرده (شعراء/111 و هود/27) با حالت تمسخر می گویند: «آیا ما هم مثل اینها ایمان بیاوریم»(بقره/13).
و در این پایان چه زیباست توصیف امام علی(ع) درباره نتیجه نهایی این عمل زشت: «قابیل از سر تكبّر برادرش هابیل را كشت(مائده/32) و در نهایت پشیمان شد و گناه تمامی قاتلان را تا روز قیامت بر دوش گرفت.»4

2. حیله شرعی = بوزینه صفتی

حیله شرعی یعنی كاربرد نیرنگ در دین و سوء استفاده از احكام دینی برای رسیدن به منافع مادّی. و حیله گر متشرّع كسی است كه هر چند در ظاهر احكام الهی را ارزش نهاده اجرا می كند، اما در عمل، بر خلاف حكم و دستور الهی اقدام می كند. نمونه هایی از عملكرد این قبیل افراد را در سوء استفاده طبقه ای از كالاها جهت گریز از پرداخت خمس و فروش چند برابر اشیاء ساده و بی قیمت با رضایت طرف مقابل جهت رباخواری و… در زندگی روزمره می توان دید. پیامد این عمل ننگین، خروج از دایره انسانیت و دچار شدن به حیوان صفتی و بوزینگی است.
به عنوان مصداق بارز این نحوه عمل در آیه 65 سوره بقره و 165 سوره اعراف، به گروهی از بنی اسرائیل اشاره شده است، این گروه در كنار دریا می زیستند و كارشان ماهی گیری بود، پیامبرشان ـ از باب امتحان ـ ماهی گیری در روز شنبه را بر ایشان تحریم كرد، در پی صدور این حكم آن كناره نشینان دریا دو دسته شدند؛ دسته ای كه ایمان حقیقی داشتند و انجام ندادن این كار ـ با همه عواقبی كه داشت برایشان آسان بود، و كسانی كه اعتقادی نداشته، تعبّد دینی ایشان ظاهری بود.
از این رو تحمّل این تحریم و تبعات خسارت اقتصادی آن برایشان سخت و ناگوار بود. به ویژه كه تو گویی ماهیان نیز از این تحریم خبردار شده اند، در حالی كه روزهای شنبه با حضور انبوه در اطراف بندر غوغا می كردند و در روزهای دیگر اثری ازخود باقی نمی گذاشتند. استمرار این وضعیت، تعدادی از بنی اسرائیلیان دسته دوم را واداشت تا برای حلال كردن این حرام الهی به نیرنگ و حیله ای دینی متوسل شوند؛ بدین صورت كه كنار دریا شیارها وجدولهایی را ایجاد كردند تا ماهی ها با ورود به آنها در روز شنبه محبوس شده ناگزیر به سمت حوضچه هایی كه در قسمت انتهایی آنها بود هدایت شده و به راحتی در روزهای بعد صید شوند. آنچه بر جذّابیت شیطانی این عمل می افزود، جمع آوری ثروت و مال نامشروع زیادی بود كه به عاملان این كار می رسید. از این رو این عمل شیوع یافته، فراگیر شد.5
پیامد این حیله شرعی، شیوع و رسوخ صفت بوزینگی و حقّه بازی دراین قوم و نسل شد. آنان چون ظاهراً دستور الهی را انجام داده اما در حقیقت تخلّف می كردند از این رو قانون الهی نیز شكل ظاهری آنان را محفوظ داشته اما قلب و باطن آنها را دگرگون ساخته به بوزینه تبدیل كرد.6

3. خدعه زدن = نیرنگ خوردن و زیان شخصی

خِداع: فریب و دورویی است و خُدعه به معنای نیرنگ، و مُخادِع و خَدّاع یعنی حیله گر، حقّه باز و نیرنگ ساز.
از آنجا كه پیامد خدعه زدن به دیگران، خدعه زدن به خود است، از این رو پیامد خدعه منافقان به خدا و مؤمنان (بقره/10) به خودشان بازگشته و به زیان شخصی ایشان می انجامد. خدعه آنها در قالب اظهار ایمان دروغین به خدا و روز قیامت به مؤمنان صورت می پذیرد و هدف آنان از این كار جلوگیری از ضرری بود كه در صورت اظهار صریح كفر به آنها می رسید. اما همین نیرنگ بازی دامنگیر خودشان شد؛ زیرا خداوند به رسول(ص) خویش اطلاع داده بود كه اینان ایمان ندارند(بقره/9) و این اطلاع موجب شده بود كه آنان نتوانند زیر نقاب اظهار ایمان، به رسول(ص) و مؤمنان آسیبی برسانند. به علاوه كه چون منافقان به خدا و رسول(ص) و وحی اعتقاد نداشته و نمی دانستند یا باور نمی كردند كه خداوند از این طریق رسولش را با خبر كرده باشد، از این رو به انواع ترفندها و دروغها برای اثبات ایمان دروغین خود دست می زدند كه این كارها هر چه بیشتر دست آنها را رو كرده نشان می داد چقدر فریبكار و حیله گرند.
به تعبیر روشن تر؛ قانون الهی بر این قرار گرفته كه نیرنگ منافق بر مؤمن حقیقی به دلیل عدم سنخیت تأثیری نداشته و در حكم تیری باشد كه گر چه از اسلحه منافق و برای هلاكت مؤمن خارج می شود، اما نه تنها بر تن مؤمن به دلیل پوشیدن لباس ضد گلوله ایمان كارگر نبوده بلكه در نهایت بر تن خودش نشسته او را هلاك كند.
زیان دیگری كه متوجه منافقان نیزنگ باز می شود تحمل مشقتها و رنجهای انجام عمل و محرومیت از پاداش است؛ زیرا پاداش الهی تنها به عمل تعلق نگرفته و نیت خالص در آن نقشی برتر دارد. از این رو منافق فریبكار چون ادّعای ایمان كرده، عمل را كه لزوماً توأم با مشقّت و زحمت است انجام می دهد، اما به دلیل نداشتن اخلاص و عدم اعتقاد قلبی از پاداش دنیوی ـ جدا از پاداش اخروی ـ كه به مؤمنان تعلق می گیرد محروم می شود و هیچ گاه حلاوت ایمان، آرامش خاطر مؤمن و رضایت و خرسندی معنوی او را نخواهد چشید.
در همین راستا امام صادق(ع) می فرماید: به خداوند خدعه نزنید؛ زیرا ایمان از شما گرفته می شود، سؤال شد: خدعه زدن به خدا یعنی چه؟ فرمود: یعنی كاری را انجام داده اما در انجام آن غیرخدا را اراده كنی؛ یعنی ریا كنی. پس از ریا كه شرك است بپرهیزید.7
باید دانست كه منظور از خدعه پروردگار در برابر خدعه منافقان، بیان قانون و ضابطه مندی است8، خداوند چون خود این قانون را مقرّر فرموده با تعبیر خدعه متقابل از آن یاد می كند (نساء/142). بر این اساس تصور انجام خدعه از نوع انسانی آن از سوی پروردگار، تنها برداشتی عامیانه و سطحی است.9

4. مكر = مواجهه با مكر برتر

مكر، یعنی فریب، و پیامد مكر ورزیدن با خدا و رسول(ص) مواجهه با مكر برتر و متقابل پروردگار است(آل عمران/54 و انفال/30).
اقوام مكّار گذشته همواره در صدد بودند انبیای الهی را از مقاصد هدایتی شان باز دارند، پیامد این عمل، مواجهه با قانون الهی در این مورد شد؛ بدین صورت كه مدتی كوتاه به آنان فرصت داده شد(ابراهیم/46 و رعد /33) تا ضمن اتمام حجت از متاع فانی دنیوی بهره ببرند، سپس مكر برتر الهی در قالب كمك به یاوران حق اجرا شد و مؤمنان در نهایت پیروز گشتند و مكاران باطل اندیش نیز خوار و ذلیل (انعام/124) گشتند.
به عنوان مثال، وقتی قوم نوح (نوح/25) مكارانه در صدد برآمدند از پرستش پنج بت خویش دست بر نداشته و هیچ گاه ایمان نیاورند، خداوند آنان را غرق كرد و نوح و همراهانش را نجات بخشید؛ و یا وقتی مكر قوم ثمود بر این استوار شد كه همگی با شبیخونی شبانه صالح و خاندانش را به قتل رسانده سپس ارتكاب این عمل را منكر شوند(نمل/50) مكر برتر الهی بر این قرار گرفت كه آنان را كیفری سخت رسانده نابود كند و صالح(ع) و مؤمنان متقی را نجات بخشد (نمل/53). و نیز وقتی مكر یهودیان بر قتل عیسی(ع) قرار گرفت (آل عمران/54) مكر برتر الهی او را بالا برد و پیروان او را بر یهودیان مكّار تا روز قیامت برتری بخشید.
و در نهایت وقتی مكر كافران معاصر رسول(ص) بر این قرار گرفت كه او را از تبلیغ باز داشته یا بكشند و یا تبعید كنند(انفال/30) مكر برتر و متقابل الهی او را یاری و مؤمنان را پیروز كرد.(انفال/62)
منظور از مكر متقابل و برتر الهی در این عنوان نیز، چنان كه در خدعه گذشت، تنها بیان قانونمندی و ضابطه نهاده شده توسط پروردگار است، از این رو تصور مكر زدن از نوع انسانی آن كه برخاسته از وسوسه های نفسانی و شیطانی است برای پروردگار، برداشتی عامیانه و سطحی است10.

5. شرك = افترا و رُعب

شرك یعنی پرستش خدایان متعدد، و مشرك كسی است كه برای خداوند شریك می گیرد. مهم ترین پیامد شرك، افترا و دروغ بستن بر خداست؛ به عنوان مثال، دو نمونه شرك را كه در قرآن ذكر شده همراه با پیامد آن بنگرید:
یك. شرك یهودیان كه عُزیر را پسر خدا می دانستند(توبه/30) كه موجب صدور افتراهای ذیل شد:
1. هرگز آتش، ما را جز ایام معدود (بقره/80 و آل عمران/24) در بر نخواهد گرفت. خداوند در ردّ این افترا می فرماید: این فقط یك آرزو و سخنی برخاسته از ظن و گمان، و تهمتی بر ماست (بقره/78) و عهد و پیمانی ازناحیه ما را اثبات نمی كند (بقره/80) در حالی كه قانون ما در مورد خلود در جهنم و بهشت (بقره/82) بدكاری و خطای بسیار در مورد اول و ایمان و عمل صالح در مورد دوّم است.
2. جهان آخرت به یهودیان اختصاص دارد(بقره/93). خداوند در پاسخ می فرماید: اگر این سخن، درست باشد شما یهودیان باید همواره تمنای مرگ كنید (بقره/94)؛ در حالی كه حریص ترین افراد به زندگی در میان شما هستند و همگی آرزوی داشتن عمری طولانی را دارید و هیچ گاه حاضر نیستید تمنّای مرگ كنید (بقره/96 و 94).
دو. شرك مسیحیان كه عیسی(ع) را خدا (مائده/72) و پسر خدا (توبه/30) می دانستند، كه افتراهای زیر را در پی داشت:
1. جز نصرانی وارد بهشت نخواهد شد(بقره/111). خداوند در پاسخ می فرماید: اگر راست می گویید باید برهان و دلیل عرضه كنید؛ زیرا از دید ما ملاك و معیار بهشتی بودن، تسلیم و احسان است (بقره/112).
2. ابراهیم و اسماعیل و… نصرانی بوده اند (بقره/140)؛ خداوند در پاسخ می فرماید: چگونه ممكن است ابراهیم نصرانی باشد، درحالی كه انجیل پس از او نازل شده است(آل عمران/165). سپس در توضیح مطلب می فرماید: ابراهیم(ع) نصرانی نبود، بلكه حنیف و مسلمان و غیرمشرك بود (آل عمران/67) و این شما هستید كه كتمان ورزیده (بقره/140) و میان انبیا فرق می گذارید (بقره/285).
پیامد دیگر شرك، رُعب و وحشت قلبی است.(آل عمران/151).11

تأثیر متقابل اجتماعی كارهای ناشایسته در دسته اول آیات

6. ایمان ناقص = دچار شدن به ذلت و زبونی

ایمان، یك ویژگی نسبی و قابل كم و زیاد شدن است (توبه/124 و انفال/2). از این رو مؤمنان در جوامع اسلامی به دو دسته ناقص و كامل الایمان تقسیم می شوند. 12
پیامد ایمان دسته دوم كه ایمانی ناقص و التقاطی بود(بقره/85) پستی، خواری، ننگ و رسوایی در زندگانی دنیوی است؛ زیرا در نبرد كفر و ایمان در اجتماع، كسانی از هر دو به پیش می روند كه یكپارچه كافر یا یكسره مؤمن باشند، و سرنوشت دارندگان ایمان ناقص، چیزی نیست جز زیردست واقع شدن.
بنی اسرائیل نمونه ای از این دست انسانها هستند؛ زیرا گرچه پیمانهای غلیظ و شدیدی از جمله پرهیز از خونریزی و تبعید و… بسته بودند، امّا در مواردی پیمان شكنی كرده مرتكب حرام شدند و به قتل و تبعید یكدیگر اقدام كردند(نساء/86). پیامد این عمل، خواری و رسوایی بنی اسرائیل در زندگانی شد(اسراء/4).
در روایات شیعه ذیل این آیه بنابر قاعده جری و انطباق، مصداق این نوع ایمان را خلیفه سوم (م 35ق) معرفی كرده اند؛ زیرا وی گر چه ابوذر (م 32ق) را به عنوان برادری دینی (بقره/85) می پذیرفت 13 و حتی به اعتراف خودش حاضر بود اگر اسیر شود همه دارایی اش را به عنوان فدیه بدهد، اما مرتكب حرام شده ابوذر را به رَبَذه تبعید كرد. صدور چنین اعمالی از ناحیه وی، علی(ع) را واداشت تا در مقام تبیین پیامد این اعمال، به او و جامعه اسلامی یادآور شود كه:
«من از رسول خدا(ص) شنیدم كه می فرمود: پیشوای ستمكار را درحالی كه نه یاوری با اوست ونه عذرخواهی اش پذیرفته می شود در روز قیامت حاضر كرده در آتش می افكنند و او همچون سنگ آسیاب در آتش می چرخد تا به قعر دوزخ غلتیده در آنجا به زنجیر كشیده شود. من تو را به خدا سوگند می دهدم نكند همان پیشوای مقتول این امت باشی؛ زیرا پیامبر (ص) فرمود: در این امت پیشوایی كشته خواهد شد پس از آن درهای قتل و كشتار به روی آنها تا قیامت باز و امور بر آنها مشتبه خواهد شد. فتنه و فساد میانشان گسترش خواهد یافت؛ تا جایی كه حق را از باطل تمییز نداده به سختی در فتنه غوطه ور می شود و به شدت در هم آمیخته فاسد خواهد شد.» 13
بنابر آنچه گفته شد و با توجه به این عمل و پیامد آن می توان علت اصلی ذلّت و رسوایی كنونی جوامع مسلمین را ریشه یابی كرد؛ زیرا پیامد ایمان كامل و انجام یكپارچه دستورات الهی و پرچمدار قراردادن عترت رسول(ص)، چیزی جز پیروزی، استقرار دولت كریمه و حكومت صالحان و مستضعفان نخواهد بود.15

تأثیر متقابل فردی كارهای شایسته در دسته اول آیات

7. صدقه = دفع بلا

صدقه مقدار مالی است كه انسان جهت تقرّب [الهی] به دیگران می پردازد16. پیامد پرداختن صدقه به فقرا، چه آشكار(بقره/271) و چه پنهان، بخشش گناهان است؛ گناهانی كه اگر پاك نشود نزول حتمی بلا را به دنبال خواهد داشت. به تعبیر دیگر، تأثیر متقابل پرداخت صدقه، طهارت و پاكی صدقه دهنده است، چون این كار در حقیقت نوعی ردّ و بدل با خداست و ثمره ارتباط با پاكی و طهارت مطلق، یعنی خداوند مُطهّر، چیزی نیست جز پاكی و طهارت نسبی(توبه/103 ، مجادله/12).17

تأثیر متقابل اجتماعی كارهای شایسته در دسته اوّل آیات

8. جهاد = محو فتنه

جهاد و مجاهده كه یكی از ویژگیهای مؤمن است(حجرات/15) به معنای كاربرد تمامی توان در مقابل دشمن سه گانه ظاهری، شیطان و نفس است.
پیامد اجتماعی جهاد در جامعه متشكل از مسلمان و كافر، زوال فتنه، شورش و آشوب (بقره/195 و انفعال/39) و ایجاد فضایی خالص برای پرستیدن خداوند و اجرای احكام الهی است (همان و انفال/38). این كار، ناامیدی سردمداران كفر و خنثی كردن نقشه های شیطانی و عملكردهای خائنانه آنان را به دنبال داشته سرانجام موجب زبونی و تحقیر آنها (توبه/29) و در صورت استمرار و درگیری نهایی و پیروزی باعث پرداخت جزیه (توبه/29) می شود. همچنین از گسترش فساد(بقره/251، هود/117، انفال/73) و ویرانی مكانهای مقدس جلوگیری می كند(حج/40).
در همین راستاست طرح و اجرای حملات جانانه(انفال/57) و ایجاد آمادگی جنگی و تقویت بنیه نظامی و نیز قطع رابطه با مشركین كه همگی موجب ترس دشمن شده(انفال/60) و انهدام منافع اقتصادی آنها را در پی دارد(حشر/9).
فلسفه وجودی چنین تأثیرات متقابل و انعكاسهایی را برای جهاد از قانون كلی یاری متقابل پروردگار به یاوران خود (حج/40) نیز می توان نتیجه گرفت؛ زیرا برپایه این قاعده، مجاهدان چون در راه خداوند و برای او می جنگند و در حقیقت دین او و او را یاری می دهند از این رو از یاری متقابل حق برخوردار گشته و با تكیه بر نیروهای جاودانه و شكست ناپذیر او بر همه عوامل زمینی غلبه خواهند كرد.18

تأثیر متقابل كارها در دسته دوم آیات قرآن

پیش تر بیان كردیم كه در پاسخ به این مسأله یعنی تأثیر متقابل كارها در زندگانی، آیات قرآن به دو دسته آرایش می یابد، اینك توضیح دسته دوم آیات را كه به صورت استقرایی و موضوعی این نظریه را تأیید می كنند دنبال می كنیم. بدین منظور ابتدا از آیاتی كه درباره انبیاء(ع) و به ویژه موسی(ع) است آغاز می كنیم، زندگانی وی سرشار از اعمال صالح است؛ اعمالی از قبیل حمایت از مظلوم(قصص/14 تا 28)، حمایت از زیردستان (قصص/23)، وفای كامل به عهد و پیمان، ترجیح زندگی فقیرانه ولی مورد رضایت پروردگار بر زندگی اشرافی فرعون و…
اما در این میان تعیین رابطه ای ثابت بین اعمال و حالات او و پیامد آن مورد توجه است.
9. توجه كامل به پروردگار توأم با احساس فقر و نیاز = میقات
امام صادق(ع) در تبیین این رابطه علّی و معلولی می فرماید:
«احساس نیاز و فقر [موسی] موجب شد كه او به وعده گاه و میقات برسد»[به تعبیر دقیق تر] «وقتی به سمت مَدین رهسپار شد گفت: شاید پروردگارم مرا به راه راست هدایت كند» (قصص/22). او [گرچه] با صورت [و قالب مادی] به سمت مدین رهسپار شد، ولی با قلبش به سوی پروردگار رفت، درحالی كه از او راه هدایت را طلب می كرد. به همین جهت خداوند نیز با كلام از او تجلیل كرد و به او احترام گذاشت [این پیامد ویژه موسی(ع) نیست، بلكه شمولی كلی دارد، زیرا] هر كس یكدل و یكسره بر خداوند وارد شود، خداوند نیز او را به آرزویش می رساند. [به علاوه كه] وقتی به آب مدین رسید گفت: «پروردگار من به نعمتی كه به سویم بفرستی نیازمندم»(قصص/24) [پروردگارا] «من به تو نیازمندم و از تو طلب می كنم كه نیازم را به خود افزون كنی، زیرا من جز به خودت به چیز دیگری از تو مستغنی نمی شوم».
[و درست در همین لحظه و به همین دلیل یعنی] وقتی دلش حقیر شد یعنی تهی از مخلوقات شد به او خطاب می شود: «تعلق به ما سوی الله را قطع كن»(طه/13) و این زمانی است كه در حضور و در میقات است.»19

بازگشتی به آغاز

گرچه سخن در توضیح روابط ثابت میان اعمال و پیامد آنها و تمهید استدلال استقرایی به درازا كشید، اما این كار برای اقناع ذهن كه با تكیه بر تجربه در قرآن باید از معرفت به حال جزئیات، قانونی عام و همگانی را استخراج كند، بایسته بود. اینك با گذشتن از این مرحله بدون هیچ دخالت فعالیت عقلانی دیگری می توان این نظریه را قانون دانست و در پژوهشهای قرآنی دیگر از آن به عنوان اصلی موضوع و ثابت شده سود برد.
این قانون قرآنی هم اكنون اهداف ما را از فهم و دانش در این زمینه تأمین می كند؛ یعنی:
یك. ذهن را خرسند و كنجكاوی انسان را آرام می كند؛ زیرا به روابط ثابت بین اعمال و پیامد آنها در قرآن آشنا شده است.
دو. به بسط فعالیتهای بعدی انسان كمك كرده، او را آماده می كند تا با پیش بینی پیامد اعمال خود و دیگران و با گوشزد كردن نتایج خوب یا بد عمل، آنها را به سوی فعالیت درست راهنمایی كرده، در تصحیح انگیزه ها سهمی بزرگ و نقشی مهم را ایفا كند.


پی نوشت‌ها:

1. تفصیل بیشتر در این زمینه را در طرح پژوهشی «پیامد اعمال در زندگانی با الهام از قرآن» كه با شماره 2332 در معاونت پژوهشی دانشگاه تهران به تصویب رسیده است می توان دنبال كرد.
2. در طرح پژوهشی یاد شده همه اعمال و پیامدها مورد بررسی قرار گرفته اما در این مقاله به دلیل اختصار، تنها به ذكر بخشی از آنها بسنده می شود.
3. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، اسماعیلیان، 1372 ق، 8/72.
4. سید رضی، نهج البلاغه، خطبه 192؛ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، 1/240؛ طوسی، محمدبن حسن، التبیان، مكتب الاعلام الاسلامی، قم، 1409ق، 4/540؛ كاشانی، فتح الله، منهج الصادقین، 4/105؛ حویزی، علی بن جمعه، نورالثقلین، 2/70؛ جرجانی، ابوالمحاسن، جلاء الأذهان،دانشگاه تهران، 1337 ش، 3/256؛ بحرانی، سیدهاشم، البرهان، بنیاد بعثت، تهران، 1415ق، 2/589؛ لاهیجی، تفسیر لاهیجی، 2/97 و…
5. فیض كاشانی، محمد بن مرتضی، تفسیرالصافی، تهران، المكتبة الاسلامی، 1405ق، 1/62.
6. بروجردی، ابراهیم، تفسیرجامع، صدر، تهران، 1341ش، 2/476؛ بلاغی، عبدالحجة، حجة التفاسیر، حكمت، قم، 1345ش، 2/284 و…
7. فیض كاشانی، الصافی، 61/1.
8. طالقانی، محمود، پرتوی از قرآن، شركت سهامی انتشار، تهران، 1358ش، 1/68.
9. نیز ر.ك: تفسیر جامع بروجردی، 1/63؛ جلاء الأذهان، جرجانی، 1/68؛ مخزن العرفان، بانو امین اصفهانی، 1/127؛ احسن الحدیث، قرشی، 53؛ اطیب البیان ، سیدعبدالحسین طیب، 1/313؛ انوارالعرفان، ابوالفضل داورپناه، 1/214؛ تفسیر شبّر، 1/103، 70؛ تفسیر آقا مصطفی خمینی، 3/45.
10. و نیز ر.ك: تفسیر صافی، فیض كاشانی، 1/266؛ مجمع البیان، طبرسی، 1 ـ 2/758؛ تفسیر لاهیجی، 1/329؛ تفسیر ابوالفتوح رازی، 4/316؛ جلاء الأذهان، جرجانی، 1/55؛ منهج الصادقین، فتح الله كاشانی، 2/236؛ من وحی القرآن، محمدحسین فضل الله، 6/18.
11.ر.ك: تفسیر صافی، 1/307؛ پرتوی از قرآن، 5/369؛ تفسیر برهان، 1/702؛ حجة التفاسیر، 3/223؛ نورالثقلین، 1/402.
12. كلینی، محمدبن یعقوب، الكافی، 3/57.
13. آیه 85 سوره بقره و نیز تفسیر صافی، 1/113.
14. سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه 164.
15. نیز ر.ك: تفسیر قمی، 1/51؛ تفسیر عیـاشی، 1/48؛ تفسـیر شبّر، 1/13؛ تفسیـر نمونه، 8/117؛ احسن الحدیث، 4/296؛ اطیب البیان، 6/305 و…
16. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات، دفتر نشر، تهران، 1404ق، 278.
17. ر.ك: سوره توبه آیه 103 و سوره مجادله آیه 12 و نیز تفسیرابوالفتوح، 10/19؛ جلاء الاذهان، 4/122؛ لاهیجی، 2/310؛ تبیان، 5/291؛ مجمع البیان، 3/67؛ صافی، 2/371؛ البرهان، 2/836؛ نورالثقلین، 2/259؛ المیزان، 9/397؛ من هدی القرآن، سید محمدتقی مدرسی، 4/271 و…
18. و نیز ر.ك: اطیب البیان، 6/122؛ احسن الحدیث، 4/129؛ تفسیر نمونه، 7/163؛ تفسیرابوالفتوح، 9/110؛ جلاء الاذهان، 3/344؛ منهج الصادقین، 4/191؛ تفسیر لاهیجی، 2/194؛ من وحی القرآن، 10/294؛ الكاشف، محمدجواد مغنیه، 3/477.
19. پل نویا، 31؛ و نیز ر.ك: من هدی القرآن، 3/434؛ تفسیرابوالفتوح، 15/92؛ جلاء الاذهان، 7/266؛ مخزن العرفان، 9/391؛ تفسیر نمونه، 16/49؛ احسن الحدیث، 8/31؛ الكاشف، 6/57؛ تبیان، 8/141؛ مجمع البیان، 2/458 و 3/214؛ تفسیر صافی، 4/85؛ البرهان، 4/215؛ نورالثقلین، 4/120؛ تفسیر شبّر، 1/288.

مقالات مشابه

بررسی توهم رستگاری انسان در قرآن و نهج البلاغه

نام نشریهکتاب و سنت

نام نویسندهمحمد سعادتی, ابوالقاسم اوجاقلو

تصویرپردازی انسان در عرصه قیامت (در جزء سی ام قرآن کریم)

نام نشریهمشکو‌ة

نام نویسنده کبری خسروی - علی نظری - سمیرا جدی هکانی

حسن عاقبت از منظر آیات و روایات

نام نشریهفصلنامه بینات

نام نویسندهسعید رضا ابراهیم

فرجام کودکان در آخرت

نام نشریهمعرفت

نام نویسندهمصطفی عزیزی علویجه

سرنوشت انسان در قيامت

نام نویسندهخلیل منصوری